دلتنگی های یه موجود دوپا

خرید بک لینک
دیشب باز هم خوابش را دیدمباعث شد خواب نمانم و قبل از آلارم گوشی از جا بپرم، اما با حالی بد و پر از کرختی... ازون خوابا که تا چند روز حالت را بد میکند و اسیرت میکندخواب دیدم عوض شده، در واقع عوضی شده!حسی ندارد،تماما شهوت است و دورویی،اما پر از جذابیت و گیرایی همیشگیشاز ریخت افتاده تر، اما سیاس تر!انگار بت هایم را شکستکیلومترها فاصله گرفته از آن انسان آرمانی که از او ساختماما پر مکر و حیله ترصیادی که اگر در دامش اسیر شوی کارت با کرام الکاتبین است،و من مشتاق اسیری او......چقدر حالم بد استو چقدر ناراحتم که هنوز فراموشش نکرده ام و ناخودآگاهم را در مشت خود داردقلبم درد میکندبدنم را میشناسمعضلات پاهایم تحلیل رفته و انگار زهری در سراسر ران، کمر، کپل ها،... و خلاصه از شکم تا زانویم پخش شده است،حتی تا پایینتر از آن......24 ساعت رو شاخش استاین درد فعلا همراه من خواهد بودزهری کرخت کننده و زجر آور!...لعنتیچقدر دلم برایش تنگ شده است!کاش فراموشم شودپای مشهد رفتن را ندارماز امام رضا خجالت داردخجالت دارد...  دلتنگی های یه موجود دوپا...

ما را در سایت دلتنگی های یه موجود دوپا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 148 تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 3:30

نمیدونم چه حکمتی داره این روزای منتهی به شب یلدایا برام شروع رابطه س، یا اتمام رابطه!...پ دو روز بود باهام سرد برخورد میکردامروز یهو گفت میرم دماوند با دوستام و همه م دختریمبعد شروع کرد رگباری بهم زنگ زدنکسشر پشت کسشربگو مال منیبگو دوسم داریو...با حالتی کاملا غیرنرمالشب تصویری زنگ زدگفت گل زدمدوستم اومد تو کادرگفت مهدی مگه مست نمیکنه... اونم سریع اومد جمعش کنه گفت ما الان گل زدیم مست نیستیم که! دلتنگی های یه موجود دوپا...

ما را در سایت دلتنگی های یه موجود دوپا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 166 تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 3:30

صفحه بندی